سردستی گرفتن. [ س َ رِ دَ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) امداد و اعانت کردن و این در مقام خیر و شر هر دو گفته شود، مثلاً به محتاجی چیزی بدهند یا خللی در کار کسی کنند گویند فلان سردستی به ما گرفت ؛ یعنی خللی در کار ما کرد، و در مقام هدهده ، مثلاً تو خوب سردستی به ما گرفته ای. ( آنندراج ) : غیر از هوس طفلی و گنجشک ندانی هرگز به اسیری نگرفتی سردستی.میرنجات ( از آنندراج ).نگرفت کس مراسردستی بغیر داغ باشد به...
فرهنگ فارسی
امداد و اعانت کردن و این در مقام خیر و شر هر دو گفته شود .