Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سرتافتن

تلفظ بین المللی : /sartˈɑftan/ تلفظ :‌ [saRt'Aftan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • سر تافتن
  • روی برتافتن
  • سر برتافتن
  • سرافکن
  • سرافکنده
  • سرافکندگی
  • سرافین
  • عنان برتافتن
  • گه سرتان
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سر تافتن. [ س َ ت َ ] ( مص مرکب ) بی فرمانی کردن. ( شرفنامه منیری ). عاصی و یاغی شدن. ( آنندراج ) : طاعت او چون نماز است و هر آنکس کز نمازسر بتابد بی شک او را کرد باید سنگسار.فرخی.و خبر بست و کابل کردند که ایشان سر بتافته اند. ( تاریخ سیستان ).هر کو سرش از طاعت آن شیر بتابدگر شیر نر است او بخورد ماده شگالش.ناصرخسرو.وعده را طاعت باید چو مقری تو به وعدسرت از طاعت بر حکم نکو وعده متاب.ناصرخسرو.وگر ز ...

فرهنگ معین

( ~ . تَ ) (مص ل . ) سرپیچی کردن .

فرهنگ فارسی

سرتابیدن، سربرتابید، نافرمانی کردن، نافرمان
بی فرمانی کردن عاصی و یاغی شدن
( مصدر ) نافرمانی کردن سرکشی کردن عصیان ورزیدن .

کلمات مرتبط

  • سر تافتن
  • روی برتافتن
  • سر برتافتن
  • سرافکن
  • سرافکنده
  • سرافکندگی
  • سرافین
  • عنان برتافتن
  • گه سرتان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات