Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سرافکن

تلفظ بین المللی : /sarˈɑfakˌan/ تلفظ :‌ [saR'Afak,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • سرافکنده
  • سرافکندگی
  • سرافکنده شدن
  • سراسکند
  • سراسکند پائین
  • سراسکندخان
  • سرافین
  • سرفکنده
  • فرشتگان سرافین
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سرافکن. [ س َ اَ ک َ ] ( نف مرکب ) مرادف سرافشان. ( آنندراج ). سرانداز. سرافشان :
از این شوخ سرافکن سر بتابید
که چون سر شد سر دیگر نیابید.
نظامی.
رجوع به سرافشان شود.

فرهنگ عمید

۱. سرافکننده.
۲. (اسم ) [مجاز] شمشیر، تیغ.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آنچه سر را جدا سازد و بر زمین افکند . ۲ - شمشیر تیغ : اندر نیام از پی تجهیز دشمنان دارد سر افکنی که به جوهر مرصع است ( شرف شفروره المعجم ۲۶۴ : ۱ ) .

کلمات مرتبط

  • سرافکنده
  • سرافکندگی
  • سرافکنده شدن
  • سراسکند
  • سراسکند پائین
  • سراسکندخان
  • سرافین
  • سرفکنده
  • فرشتگان سرافین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات