معنی کلمه : سر بار کن
واژه نامه بختیاریکا
تجزیه؛ دور کردن؛ جدا سازی؛ رد کردن
کلمات مرتبط
- سر حرف را باز کن
- سر را به دست بستن به منظور جلوگیری از تیزروی و چابکی بعلاوه کنترل بیشتر بر حیوان
- سر کسی با دمش بازی می کند یا سر کسی با کونش بازی می کند
- کسی نمی داند چه خاکی به یا بر سر خود بریزد یا کند
- تعطیلات یک سرباز هرگز وظیفه خود را رها نمی کند
- سر بار کم کردن
- بار سر کی بیدن
- لنده سر بار کس بیدن
- سر باز نهادن
