Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سخت جانی

تلفظ بین المللی : /sˈaxt dʒˈɑni/ تلفظ :‌ [s'axt dZ'Ani]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • سخت جان
  • جان سخت
  • جان سخت 4
  • جان سخت 2
  • جان سخت 3
  • جان سخت انتقام جو
  • یک روز خوب برای جان سخت
  • سنت جان
  • سختجانی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

سخت جانی. [ س َ ] ( حامص مرکب ) گران جانی :
آزاد کنم ز سخت جانی
وآباد کنم به سخت رانی.
نظامی.
شبهای هجر را گذراندیم و زنده ایم
ما را به سخت جانی خود این گمان نبود.
شکیبی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

میزان مقاومت موجود زنده در مقابل تنش‌های محیط

حالت و کیفیت سخت جان .
گران جانی

مترادف و متضاد

سنگ‌دلی

پوست‌کلفتی، گرانجانی، جان‌سختی، سگ‌جانی

فرهنگستان زبان و ادب

{hardiness, stress tolerance} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] میزان مقاومت موجود زنده در مقابل تنش های محیط

کلمات مرتبط

  • سخت جان
  • جان سخت
  • جان سخت 4
  • جان سخت 2
  • جان سخت 3
  • جان سخت انتقام جو
  • یک روز خوب برای جان سخت
  • سنت جان
  • سختجانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات