Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سحر سخن

تلفظ بین المللی : /sˈahar sˈoxan/ تلفظ :‌ [s'ahaR s'oxan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سر سخن
  • سحرسخن
  • سانتا روسا دل سور
  • سورسخن
  • سرسخن نئوتن
  • سحرسنج
  • سرسخن
  • سحر
  • سحر اگند
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سحرسخن. [ س ِ س ُ خ َ ] ( ص مرکب ) آنکه سخن سحرآمیز دارد. آنکه سخن او چون سحر بود :
مشتری سحرسخن خوانمش
زهره هاروت شکن دانمش.
نظامی.

فرهنگ فارسی

آنکه سخن سحر آمیز دارد آنکه سخن و چون سحر بود .

کلمات مرتبط

  • سر سخن
  • سحرسخن
  • سانتا روسا دل سور
  • سورسخن
  • سرسخن نئوتن
  • سحرسنج
  • سرسخن
  • سحر
  • سحر اگند
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات