Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سحر بازی

تلفظ بین المللی : /sˈahar bˈɑzi/ تلفظ :‌ [s'ahaR b'Azi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بازی اشکنک داره سر شکستنک داره
  • سر کسی با دمش بازی می کند یا سر کسی با کونش بازی می کند
  • بهترین بازیکن سال سر مت بازبی
  • سحربازی
  • سربازی
  • سربازی کردن
  • افسر سربازی کرده
  • برای سربازی گرفتن
  • داوطلب خدمت سربازی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سحربازی. [ س ِ ] ( حامص مرکب ) جادو و افسون. ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

جادو و افسون

کلمات مرتبط

  • بازی اشکنک داره سر شکستنک داره
  • سر کسی با دمش بازی می کند یا سر کسی با کونش بازی می کند
  • بهترین بازیکن سال سر مت بازبی
  • سحربازی
  • سربازی
  • سربازی کردن
  • افسر سربازی کرده
  • برای سربازی گرفتن
  • داوطلب خدمت سربازی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات