معانی کلمه : ستونه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. ستون مانند.
۲. (اسم مصدر ) حرکت و حمله یا گریز به خط مستقیم و ستون مانند.
۲. (اسم مصدر ) حرکت و حمله یا گریز به خط مستقیم و ستون مانند.
فرهنگ معین
(سُ نِ یا نَ ) [ په . ] ۱ - ستون . ۲ - حمله و گریز در مسیری مستقیم و ستون مانند.
