Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ستمگاری

تلفظ بین المللی : /sˌetamɡˈɑri/ تلفظ :‌ [s,etamg'ARi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ستمکاری
  • ستمکاری کردن
  • ستمگری
  • از روی ظلم و ستمگری
  • ستمگار
  • ستمگاره
  • ستمگری اصحاب رس
  • زیست سازگاری
  • ستاری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ستمگاری. [ س ِ ت َ ] ( حامص مرکب ) عمل ستمگار :
چار سالست کز ستمگاری
داردم بیگنه بدین خواری.
نظامی.
بجز آن هر چه بینی از خواری
باشد آن نوعی از ستمگاری.
نظامی.
رجوع به ستمکاری شود.

فرهنگ فارسی

کار ستمگر عمل ستمگر

کلمات مرتبط

  • ستمکاری
  • ستمکاری کردن
  • ستمگری
  • از روی ظلم و ستمگری
  • ستمگار
  • ستمگاره
  • ستمگری اصحاب رس
  • زیست سازگاری
  • ستاری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات