Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ ستمگار

تلفظ بین المللی : /sˌetamɡˈɑr/ تلفظ :‌ [s,etamg'AR]
لغت نامه دهخدا
  • ستمگاری
  • ستمگاره
  • ستمکار
  • ستمکاره
  • ستمکاری
  • ستمکاری کردن
  • ستمگر
  • ستمگری
  • از روی ظلم و ستمگری
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

ستمگار. [ س ِ ت َ ] ( ص مرکب ) آنکه کار او ستم باشد. جابر. ظالم : یکی بانگ برزد به بیدادگرکه باش ای ستمگار پرخاشخر.فردوسی.و متغلبان را که ستمگار بدکردار باشند خارجی باید گفت. ( تاریخ بیهقی ).ای ستمگار و بخیره زده بر پای تبرآنگه آگاه شوی چون بخوری درد ستم.ناصرخسرو.یک گل نروید ار ننهد گل رادست هزارخار ستمگارش.ناصرخسرو.نشگفت که مقهور شد آن لشکر مخذول مقهور شود لشکر سلطان ستمگار.معزی.از گل جمالش بجز خ...

کلمات مرتبط

  • ستمگاری
  • ستمگاره
  • ستمکار
  • ستمکاره
  • ستمکاری
  • ستمکاری کردن
  • ستمگر
  • ستمگری
  • از روی ظلم و ستمگری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات