Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ستاره فسای

تلفظ بین المللی : /setˈɑre fasˈɑje/ تلفظ :‌ [set'ARe fas'Aje]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ستاره
  • ستاره آبیان
  • ستاره ای
  • ستاره بار
  • ستاره باران
  • ستاره تاب
  • ستاره حشم
  • ستاره دار
  • ستاره دان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ستاره فسای. [ س ِ رَ / رِ ف َ ] ( نف مرکب ) افسون کننده ستاره. تسخیر کننده ٔستاره. که ستاره ای را رام و مطیع سازد :
بس دل که چرخ سای و ستاره فسای بود
چرخش کمین گشاد و ستاره کمان کشید.
خاقانی.

فرهنگ فارسی

افسون کننده ستاره تسخیر کننده ستاره

کلمات مرتبط

  • ستاره
  • ستاره آبیان
  • ستاره ای
  • ستاره بار
  • ستاره باران
  • ستاره تاب
  • ستاره حشم
  • ستاره دار
  • ستاره دان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات