معانی کلمه : سبکی کردن
لغت نامه دهخدا
سبکی کردن. [ س َ ب ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) زودگذر بودن. زود تمام شدن :
سبکی کرد و [ ماه روزه ] بهنگام گذر کرد و برفت
تا نگویند فروهشته برِ ما لنگر.|| تظاهر بخفت روح و سبک مغزی کردن.
سبکی کرد و [ ماه روزه ] بهنگام گذر کرد و برفت
تا نگویند فروهشته برِ ما لنگر.|| تظاهر بخفت روح و سبک مغزی کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) حرکات سبکسرانه کردن .
