معانی کلمه : سبعون
لغت نامه دهخدا
سبعون . [ س َ ] (اِخ ) محمدبن سبعون مقری مکی است . (منتهی الارب ) (تاج العروس ).
فرهنگ عمید
هفتاد.
فرهنگ معین
(سَ ) [ ع . ] (اِ. ) عدد هفتاد.
فرهنگ فارسی
هفتاد
( اسم ) هفتاد سبعین .
عبدالله بن سبعون محدث است
( اسم ) هفتاد سبعین .
عبدالله بن سبعون محدث است
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی سَبْعُونَ: هفتاد
ریشه کلمه:
سبع (۲۸ بار)
هفت. ، . سبعون: هفتاد. ، . مراد از سبعین کثرت است نه اینکه اگر بیشتر از هفتاد استغفار کنی خواهد بخشود.
ریشه کلمه:
سبع (۲۸ بار)
هفت. ، . سبعون: هفتاد. ، . مراد از سبعین کثرت است نه اینکه اگر بیشتر از هفتاد استغفار کنی خواهد بخشود.
wikialkb: سَبْعُون
