Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ سامبیکه

تلفظ بین المللی : /sˈɑmbikˌeː/ تلفظ :‌ [s'Ambik,e:]
لغت نامه دهخدا
  • سبیکه
  • سابیده
  • سامریه
  • سامیه
  • سامبوکوس یوهانس
  • سامینه
  • پاردم سابیده
  • سابیکتاس
  • سالبیه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

سامبیکه. ( اِخ ) زن کواذ ( قباد ) که دختر او نیز بوده و از مزاوجت این پادشاه با دختر خود موسوم به سامبیکه ، کاوس بوجود آمده است. ( ایران در زمان ساسانیان چ 2 ص 377 و 378 ).

کلمات مرتبط

  • سبیکه
  • سابیده
  • سامریه
  • سامیه
  • سامبوکوس یوهانس
  • سامینه
  • پاردم سابیده
  • سابیکتاس
  • سالبیه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات