کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : ساسان کرد
تلفظ بین المللی :
/sˈɑsɑn kˈard/
تلفظ :
[s'AsAn k'aRd]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سامان کردن
اسان تر کردن
اسان کردن
طرح کردن و ساختن
تن آسان کردن
تن اسان کردن
کار بر کسی آسان کردن
ساسان
ساسان اباد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ساسان کرد. [ ن ِ ک ُ ] ( اِخ ) لقب ساسان بن بهمن است. ( شرح مقامات حریری مطرزی چ سنگی 1273 ص 39 بنقل دکتر معین در حاشیه برهان ). رجوع به ساسان بن بهمن شود.
فرهنگ فارسی
لقب ساسان بن بهمن است
کلمات مرتبط
سامان کردن
اسان تر کردن
اسان کردن
طرح کردن و ساختن
تن آسان کردن
تن اسان کردن
کار بر کسی آسان کردن
ساسان
ساسان اباد
نظرات