Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ سارکه

تلفظ بین المللی : /sˈɑrakˌeː/ تلفظ :‌ [s'ARak,e:]
لغت نامه دهخدا
  • ساکره
  • ساکره کر
  • سارجه
  • سارجه کور
  • سارقه
  • ساره
  • سرکه
  • سرکه ای شدن
  • سرکه ای کردن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

سارکه. [ ک ِ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان دشت طال بخش بانه شهرستان سقز، واقع در 33 هزارگزی شمال باختری بانه کنار رودخانه سیوچ. کوهستانی ، و سردسیر است ، 80 تن سکنه دارد که در دو محل به فاصله 3 هزار گز بنام سار که بالا و پائین سکونت دارند. سکنه سارکه بالا 40 تن است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).

کلمات مرتبط

  • ساکره
  • ساکره کر
  • سارجه
  • سارجه کور
  • سارقه
  • ساره
  • سرکه
  • سرکه ای شدن
  • سرکه ای کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات