Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ساده کردن

تلفظ بین المللی : /sˈɑdeː kˈardan/ تلفظ :‌ [s'Ade: k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • زیاد ساده کردن
  • ساده و موثر کردن
  • سایه خشک کردن
  • سایه کردن
  • سجده کردن
  • ساقه دار کردن
  • سایه دار کردن
  • نقاشی سایه روشن کردن
  • سرده کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

ساده کردن. [ دَ/ دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) چیزی را از چیزی جدا کردن وپاک کردن مثلا طلا را از نقره و عسل را از موم. ( شعوری ج 2 ورق 719 ). || پاک کردن : سپهبد دل از هر بدی ساده کردبدین بند کار ره آماده کرد.اسدی ( گرشاسبنامه ).گرفته همه لکهن و بسته روی که و مه زنخ ساده کرده ز موی.اسدی ( گرشاسبنامه ).بیک ساعت آن چهل خروار چوب و رسن فروبرد وزمین ساده کرد از آن. ( ترجمه فتوح اعثم کوفی ج 2 ص 441 ).... چوب...

فرهنگ معین

( ~. کَ دَ ) (مص م . ) ۱ - سهل کردن ، آسان نمودن . ۲ - پاک کردن ، خالی کردن . ۳ - اطلس کردن ، ستردن نقش و نگار. ۴ - ستردن موی ، تراشیدن موی . ۵ - چیزی را از چیزی جدا کردن مثلاً طلا را از نقره و عسل را از موم .

دانشنامه آزاد فارسی

ساده کردن (simplify)در ریاضیات، تحویل کسربه شکلی که صورتو مخرجآن هیچ عاملمشترکی به جز ۱± نداشته باشند. به این منظور، صورت و مخرج را بر عددی که هردو بر آن قابل قسمت باشند تقسیم می کنند و این کار را آنقدر ادامه می دهند تا صورت و مخرج عامل مشترک دیگری نداشته باشند. ساده کردن عبارت جبریبه معنی فشرده ساختن آن از طریق دسته بندی جمله های مشابه و جمع جبری آن هاست. مثلاً عبارتa + ۲b + b + ۲a - ۲(a + b) را ...

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - سهل کردن آسان کردن . ۲ - پاک کردن خالی کردن . ۳ - اطلس کردن ستردن نقش و نگار . ۴ - ستردن موی . ۵ - چیزی را از چیزی جدا کردن مثلا طلا را از نقره و عسل را از موم .

مترادف و متضاد

reduce (فعل)خرد کردن، کاستن، خرد ساختن، کم کردن، تقلیل دادن، تنزل دادن، مطیع کردن، ساده کردن، استحاله کردنsimplify (فعل)مختصر کردن، سبک کردن، تسهیل کردن، ساده کردن، اسان تر کردنprune (فعل)اراستن، سرشاخه زدن، هرس کردن، ساده کردنvulgarize (فعل)پست کردن، مبتذل کردن، ساده کردن، عوامانه کردنstreamline (فعل)ساده کردن، ساده و موثر کردن...

کلمات مرتبط

  • زیاد ساده کردن
  • ساده و موثر کردن
  • سایه خشک کردن
  • سایه کردن
  • سجده کردن
  • ساقه دار کردن
  • سایه دار کردن
  • نقاشی سایه روشن کردن
  • سرده کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات