کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ساده-طبع | کلماتور
معانی کلمه : ساده طبع
تلفظ بین المللی :
/sˈɑdeː tˈabʔ/
تلفظ :
[s'Ade: t'ab?]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
الشیخ الطبرسی امام المفسرین فی القرن السادس
ساده
سادَه
ساده باز
ساده بافی
ساده تن
ساده جگر
ساده خوان
ساده خوانی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
ساده طبع. [ دَ / دِ طَ ] ( ص مرکب ) ساده دل. آنکه طبع بی آلایش دارد. آنکه مکر و فریب ندارد. ساده ضمیر :
تا بدان عشوه های طبعفریب
از من ساده طبع برد شکیب.
نظامی.
فرهنگ عمید
ساده ضمیر، ساده دل.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه طبع بی آلایش دارد ساده ضمیر ساده دل .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
naive (صفت)ساده، ساده لوح، ساده دل، ساده طبع، بی ریا، خام، بی تجربه، ساده و بی تکلفartless (صفت)ساده، بی هنر، ساده لوح، ساده دل، بی صنعت، بی تزویر، غیر صنعتی، فروتن، ساده طبعunsophisticated (صفت)ساده لوح، ساده دل، ساده طبعdewy-eyed (صفت)ساده لوح، ساده دل، ساده طبع، بی گناه، معصوم و پاک چون کودکsimple-hearted (صفت)ساده لوح، ساده دل، ساده طبعonefold (صفت)ساده، ساده دل، ساده طبع...
کلمات مرتبط
الشیخ الطبرسی امام المفسرین فی القرن السادس
ساده
سادَه
ساده باز
ساده بافی
ساده تن
ساده جگر
ساده خوان
ساده خوانی
نظرات