زیور. [ زی وَ ] ( اِ ) بمعنی زینت و آرایش باشد و آنچه بدان زینت و آرایش کنند. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). آنچه زیب و آرایش بدان بحاصل آید. ( شرفنامه منیری ). بمعنی زینت باشد و این لغت در اصل «زیب ور» بوده یعنی صاحب زیب ، «با» را حذف کردند... ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). چیزی که بدان آرایش چیزی شود عموماً و آنچه از زر و نقره و امثال آن بود خصوصاً و ظن فقیر مؤلف آن است که به یای مجهول است ، مرکب از «...
فرهنگ عمید
هرچیزی که با آن چیز دیگر را بیارایند، زینت، آرایش، پیرایه.
فرهنگ معین
(وَ ) (اِ. ) هر آن چه که با آن چیز دیگری را آرایش کنند.
فرهنگ فارسی
هرچیزکه چیزدیگررابیارایند، آرایش، زینت ( اسم ) آنچه که بدان آرایش کنند زینت آرایش پیرایه .
دانشنامه عمومی
آرایش
جواهر
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: zivar) (سغدی) آنچه با آن چیزی یا کسی را آرایش کنند ، پیرایه .
اسم: زیور (دختر) (فارسی) (تلفظ: zivar) (فارسی: زيور) (انگلیسی: zivar) معنی: زینت، آرایش، پیرایه، ( سغدی ) آنچه با آن چیزی یا کسی را آرایش کنند
مترادف و متضاد
آرایش
ornament (اسم)زینت، ارایش، پیرایه، زیورjewel (اسم)جواهر، گوهر، زیور، سنگ گرانبهاjollity (اسم)کیف، خوشی، عیاشی، خوش وقتی، زیور، عیشfinery (اسم)ارایش، زر و زیور، زیور، کارخانه تصفیه فلزات، جامه پر زرق و برق...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] زیور چیزی که به توسط آن چیزی را بیارایند.زیور آلت زینت، آنچه با آن، کسی یاچیزی را بیارایند.کاربرد زیور در فقهاز احکام آن در بابهای طهارت، صلات، زکات، خمس، حج، طلاق، وصیت، یمین و ارث سخن گفته اند.زیور در فقه...wikifeqh: زیور...