کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : زیتن
تلفظ بین المللی :
/zˈitan/
تلفظ :
[z'itan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
دانشنامه آزاد فارسی
کلمات مرتبط
زیتنزن
دیر زیستن
رام زین
روغن تفالۀ زیتون
روغن زیتون
روغن زیتون بکر
روغن زیتون بکر مرغوب
روغن زیتون بکر معمولی
روغن زیتون بکر ممتاز
لغت نامه دهخدا
دانشنامه آزاد فارسی
لغت نامه دهخدا
زیتن. [ ت َ ] ( اِخ ) ژان کنت ( 1770 - 1848 م. ). فیلدمارشال پروسی که در واترلو و لایپزیک شخصیت خود را نشان داد و ممتاز گردید. ( از لاروس ).
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:سیون
wikijoo:
زیتن
کلمات مرتبط
زیتنزن
دیر زیستن
رام زین
روغن تفالۀ زیتون
روغن زیتون
روغن زیتون بکر
روغن زیتون بکر مرغوب
روغن زیتون بکر معمولی
روغن زیتون بکر ممتاز
نظرات