Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دیر زیستن

تلفظ بین المللی : /dˈir zˈistan/ تلفظ :‌ [d'iR z'istan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دیر زیستی
  • در تجمل زیستن
  • در لانه زیستن
  • در لانه سگ زیستن
  • زیست هیدروژن دار شدن
  • زیست کننده در
  • زیست کننده در اب شور
  • زیست کننده در اب شیرین
  • زیست کننده در ابهای راکد
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دیر زیستن. [ ت َ ]( مص مرکب ) عمر بسیار کردن. دراز زیستن : شاد باش و دیر باش و دیرمان و دیرزی کام جوی و کام یاب و کام خواه و کام ران.فرخی.دیرزی و آنکه عز تو طلبدهمچو تو شاد باد و دیر زیاد.فرخی.- دیرزی ؛ بسیار بمان و زندگانی کن. ( برهان ) ( انجمن آرا ) دیرپا. دیربپای. اطال اﷲ بقاک : دیرزی در نشاط و لهوو لعب دیرزی دیر و جاودانه ممیر.سوزنی.شادباش ، ای دوستان از دولت تو شادخواردیرزی ، ای دشمنان از هیب...

فرهنگ فارسی

عمر بسیار کردن .

کلمات مرتبط

  • دیر زیستی
  • در تجمل زیستن
  • در لانه زیستن
  • در لانه سگ زیستن
  • زیست هیدروژن دار شدن
  • زیست کننده در
  • زیست کننده در اب شور
  • زیست کننده در اب شیرین
  • زیست کننده در ابهای راکد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات