Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زیب خسرو

تلفظ بین المللی : /zˈib xˈosroː/ تلفظ :‌ [z'ib x'osRo:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زیب
  • زیب گرفتن
  • زیب یافتن
  • زیب دار
  • زیب لباس
  • زیب النساء
  • زیب النسا
  • زیب مگسی
  • اورنگ زیب
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زیب خسرو.[ خ ُ رَ ] ( اِخ ) شهری که نوشیروان آن را بنا کرد. ( از فهرست ولف ). نام شهری است که نوشیروان به صورت انطاکیه ساخت. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) : یکی شهر فرمود نوشین روان بدو اندرون آبهای روان بکردار انطاکیه چون چراغ پر از گلشن و کاخ و میدان و باغ بزرگان روشندل و شادکام ورا زیب خسرو نهادند نام چو شد زیب خسرو چو خرم بهار بهشتی پر از رنگ و بوی نگار...یکی مرد ترسا گزین کرد شاه بدو داد فرمان ...

فرهنگ فارسی

شهری که نوشیروان آن را بنا کرد .

کلمات مرتبط

  • زیب
  • زیب گرفتن
  • زیب یافتن
  • زیب دار
  • زیب لباس
  • زیب النساء
  • زیب النسا
  • زیب مگسی
  • اورنگ زیب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات