Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زیب

تلفظ بین المللی : /zˈib/ تلفظ :‌ [z'ib]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیمترادف و متضاد
  • زیب خسرو
  • زیب گرفتن
  • زیب یافتن
  • زیب دار
  • زیب لباس
  • زیب النساء
  • زیب النسا
  • زیب مگسی
  • اورنگ زیب
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

زیب . [ زَ ] (اِخ ) دهی است به کنار دریای روم . (منتهی الارب ). نام قریه ای نزدیک عکا. (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). روستای بزرگی است بر ساحل دریای شام ، نزدیک عکا و ابوسعید گوید... قریه ٔ بزرگی است بر ساحل دریای روم نزدیک عکا و به شارستان عکا معروف است ... (از معجم البلدان ).

زیب . (اِخ ) در لغت فرس اسدی چ اقبال این کلمه بدین صورت معنی شده : خسرو نوشادست ...

فرهنگ عمید

زینت، زیور، آرایش.

فرهنگ معین

(اِ. ) آرایش ، زینت .

فرهنگ فارسی

زینت، آرایش، زیور
( اسم ) زینت آرایش زیور . یا زیب وصول بخشیدن ( دادن ) رسیده ( نامه مراسله ) ( برای احترام مخاطب نویسند ) .

گویش مازنی

۱موج بلند دریا ۲نوعی تله

/zib/ موج بلند دریا - نوعی تله

مترادف و متضاد

آذین، آرایش، تزیین، حلیه، زینت، زیور


کلمات مرتبط

  • زیب خسرو
  • زیب گرفتن
  • زیب یافتن
  • زیب دار
  • زیب لباس
  • زیب النساء
  • زیب النسا
  • زیب مگسی
  • اورنگ زیب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات