Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زگیل

تلفظ بین المللی : /zˈeɡil/ تلفظ :‌ [z'egil]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • زگیل تناسلی
  • زگیل دار
  • زگیل مانند
  • زگیل گوشتی
  • زگیل ابکی
  • زگیل داران
  • زگیل سیب زمینی
  • زگیل لاتیوم
  • زگیل ماران
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

زگیل. [ زَ / زِ ] ( اِ ) آژخ و ثؤلول. ( ناظم الاطباء ). در لاتینی آنرا «ورروکا» که در فرانسه «وررو» را از آن گرفته اند. غده گوشتی است که بیشتر بر پوست صورت و دست برآید و این غده ها را با داروهای سوزاننده از قبیل اسید ازتیک ( بمقدار کم ) و جز آن برطرف کنند. ( از لاروس ). ثؤلول. ازخ. گندمه. توته. ژخ. آژخ.پالو. بالو. مَهَک. زلق. زرک. برآمدگی های خرد و سخت و سفید که بر ظاهر بشره برآید و از حس خالی ب...

فرهنگ عمید

ضایعۀ پوستی کوچک سفت و سخت که روی پوست بدن پیدا می شود اما درد ندارد، سگیل، آزخ، وردان، واژو، بالو.

فرهنگ معین

(زِ ) (اِ. ) برجستگی کوچک روی پوست .

دانشنامه آزاد فارسی

زِگیل (wart)زِگیلبرجستگی پوستی ناشی از رشد موضعی بیش از حد پوست. زگیل معمولی، Verruca vulgaris، ناشی از نوعی عفونت ویروسی است. این عارضه معمولاً طی دو سال خود به خود ازبین می رود، ولی می توان آن را با روش هایی مثل سوزاندنو انجمادیا با لیزر درمان کرد.wikijoo: زگیل...

فرهنگ فارسی

آزخ
( اسم ) برجستگی کوچک روی جلد که از نمو پاپیهای سلولهای اپیدرمی حاصل میشود . سطح زگیلها نامنظم و خود آنها سخت اند . علت ایجاد زگیل نوعی ویروس فیلتران است . رشد و نمو زگیل بین سه هفته تا چهار ماه طول میکشد و پس از آن تدریجا از بین میرود ارخ ارغ اژخ آزخ : ثولول گندمه .

دانشنامه عمومی

زگیل (نام علمی: Verruca)، غده ای گوشتی است که انواع آن بر روی دست و پاها رشد می کند، اما ممکن است بر روی تمام نقاط بدن رشد کند، و این غده ها را با داروهای سوزاننده از قبیل استیک اسید (به مقدار کم) و جز آن برطرف می کنند.زگیل معمولی، یک زگیل برآمده با سطحی زبر و خشن که معمولاً بر روی دست ها و زانوها پدید می آید.زگیل پهن، یک زگیل کوچک با سطحی پهن و صاف به رنگ قهوه ای مایل به زرد که می تواند به تعداد ...

گویش اصفهانی

تکیه ای: guǰile
طاری: zigil
طامه ای: guǰile
طرقی: gučâla
کشه ای: zigil
نطنزی: guǰile

مترادف و متضاد

tuber (اسم)تکمه، دکمه، سیبک، زگیل، برامدگی زگیل مانند، برجستگی قارچ دنبلانtubercle (اسم)دکمه، برامدگی گرد، زگیل، ازخ، برامدگی دندان اسیاب، برجستگی روی استخوانwart (اسم)زگیل، گندمهverruca (اسم)بر امدگی، زگیل، زگیل گوشتی، گندمهverrucose (صفت)بر امده، زگیل، دارای زگیل، پوشیده از گندمهverrucous (صفت)بر امده، زگیل، دارای زگیل، پوشیده از گندمه...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] زگیل برجستگیهای کوچکی که در بعضی از جاهای بدن ایجاد می شود.زگیل برجستگی کوچک و سفت که روی برخی اعضای بدن، مانند دست ایجاد می شود.کاربرد زگیل در فقهعنوان یاد شده به مناسبت در باب طهارت به کار رفته است.← احکام زگیل ۱. ↑ جواهر الکلام، ج۱۵ ص۳۱۵-۳۱۶. ...wikifeqh: زگیل...

واژه نامه بختیاریکا

توتولی؛ مو؛ سِنگِل

کلمات مرتبط

  • زگیل تناسلی
  • زگیل دار
  • زگیل مانند
  • زگیل گوشتی
  • زگیل ابکی
  • زگیل داران
  • زگیل سیب زمینی
  • زگیل لاتیوم
  • زگیل ماران
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات