معانی کلمه : زگیل دار
فرهنگ فارسی
ویژگی سطحی با برآمدگیهای ریز و گرد
مترادف و متضاد
warty (صفت)
دارای زگیل، زگیل مانند، زگیل دار
فرهنگستان زبان و ادب
{papillate, verrucate, tuberculate} [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی سطحی با برآمدگی های ریز و گرد

ویژگی سطحی با برآمدگیهای ریز و گرد