Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زهیدن

تلفظ بین المللی : /zahˈidan/ تلفظ :‌ [zah'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • بیرون زهیدن
  • زایدندان
  • زخیدن
  • زقیدن
  • زهید
  • زکیدن
  • استاره زیدن
  • پنگ زیدن
  • پی زیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زهیدن . [ زَ دَ ] (مص ) افتادن . (برهان ) (آنندراج ) (شرفنامه ٔ منیری ). || روان شدن . || چکیدن و تقطیر شدن . || تراویدن . || بردن در قمار. (ناظم الاطباء).

زهیدن . [ زِ دَ ](مص ) زاییدن . (برهان ) (فرهنگ رشیدی ) (انجمن آرا) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). زاییدن و تولد کردن . (فرهنگ فارسی معین )... زیهیدن ؛ زادن . پیش آوردن . (حاشیه ٔ برهان چ معین ) : چون جان ص...

فرهنگ عمید

۱. زاییدن، بچه آوردن.
۲. (مصدر لازم ) تراویدن.
۳. (مصدر لازم ) تراویدن آب از درز چیزی.
۴. [مجاز] به وجود آمدن: قوتت از قوت حق می ز هد / نه از عروقی کز حرارت می جهد (مولوی: ۳۳۷ ).

فرهنگ معین

(زِ دَ ) (مص ل . ) زاییدن .

فرهنگ فارسی

تراویدن، زاییدن، بچه آوردن، تراوش آب
( مصدر ) زاییدن تولد کردن .
افتادن یا روان شدن

کلمات مرتبط

  • بیرون زهیدن
  • زایدندان
  • زخیدن
  • زقیدن
  • زهید
  • زکیدن
  • استاره زیدن
  • پنگ زیدن
  • پی زیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات