Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زایدندان

تلفظ بین المللی : /zˈɑjdnadˌɑn/ تلفظ :‌ [z'Ajdnad,An]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زایاندن
  • زایدتان
  • سیاهه رسمی زدندانه گذاری
  • زیندان
  • زاددان
  • زایندگان
  • زایدلاند
  • زیدنلانگنبک
  • زیندانلو سفلی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زایدندان. [ دَ ] ( اِخ ) از بلاد بزرگ قندهار. حمداﷲ مستوفی آرد: قندهار مملکتی بزرگ است از اقلیم سوم و چهارم. بلاد بزرگش : قراخالوک و ولی شالوک که دارالملک است و زایدندان... و دیگر بلاد و ولایات... ( نزهةالقلوب چ لیدن ص 260 ).

فرهنگ فارسی

از بلاد بزرگ قندهار

کلمات مرتبط

  • زایاندن
  • زایدتان
  • سیاهه رسمی زدندانه گذاری
  • زیندان
  • زاددان
  • زایندگان
  • زایدلاند
  • زیدنلانگنبک
  • زیندانلو سفلی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات