Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زنگباری

تلفظ بین المللی : /zanɡbˈɑri/ تلفظ :‌ [zangb'ARi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مل زنگباری
  • زنگاری
  • زنگبار
  • زنگبار جزیره
  • زنگبار شهر
  • زنباری
  • زنگاری متی
  • چشمه ٔ زنگاری
  • خط زنگاری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زنگباری. [ زَ ] ( ص نسبی ) معروف است که مردم زنگبار باشد. ( برهان ) ( از آنندراج ). از: «زنگبار» + «ی » ( نسبت ). ( حاشیه برهان چ معین ). منسوب به زنگبار. اهل زنگبار. از مردم زنگبار. ( فرهنگ فارسی معین ). منسوب به زنگبار. ( ناظم الاطباء ). || صمغی را نیز گویند سیاه که از درخت صنوبر گیرند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( فرهنگ فارسی معین ). صمغ صنوبر باشد... ( جهانگیری ). صمغ درخت صنوبر. ( ناظم الاطباء )....

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - منسوب به زنگبار اهل زنگبار از مردم زنگبار . ۲ - صمغی سیاه که از درخت صنوبر گیرند ٠

کلمات مرتبط

  • مل زنگباری
  • زنگاری
  • زنگبار
  • زنگبار جزیره
  • زنگبار شهر
  • زنباری
  • زنگاری متی
  • چشمه ٔ زنگاری
  • خط زنگاری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات