Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زردوزی

تلفظ بین المللی : /zardˈuzi/ تلفظ :‌ [zaRd'uzi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • زردوزی کردن
  • روان زردویی
  • زردوز
  • زردویی
  • دول زردزیرتنگ
  • سعیداباد کوه زردوئیه
  • صخره ماهی زردوسیاه
  • میرزا حیدر علی زردوز
  • زادویه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زردوزی. [ زَ ] ( حامص مرکب ) عمل زردوز. ( فرهنگ فارسی معین ). چکن دوزی و شغل دوختن جامه رابا تارهای زر و گلابتون. ( ناظم الاطباء ) :
به قدر شغل خود باید زدن لاف
که زردوزی نداند بوریاباف.
نظامی.
|| ( اِ مرکب ) محلی که در آن پارچه زری دوزند. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ عمید

عمل زردوز، هنر دوختن و نقش و نگار کردن بر پارچه و جامه با تارهای زر.

فرهنگ فارسی

۱ - عمل زر دوز . ۲ - ( اسم ) محلی که در آن پارچه زری دوزند .
عمل زر دوز محلی که در آن پارچه زری دوزند

کلمات مرتبط

  • زردوزی کردن
  • روان زردویی
  • زردوز
  • زردویی
  • دول زردزیرتنگ
  • سعیداباد کوه زردوئیه
  • صخره ماهی زردوسیاه
  • میرزا حیدر علی زردوز
  • زادویه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات