Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زر ماهی

تلفظ بین المللی : /zˈar mˈɑhi/ تلفظ :‌ [z'aR m'Ahi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زرماه
  • زرمانی
  • زرمایه
  • امیل زرمانی
  • زهرماهی
  • زهرماهی واران
  • زر
  • زَر
  • زُرْ
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زر ماهی. [ زَ رِ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) کنایه از فلس ماهی. ( آنندراج ) :
شد از آتش زر ماهی ،زر سرخ
گهر افروخت همچون اخگر سرخ.
محمدقلی سلیم ( از آنندراج ).
چو غواص را دل بود بر گهر
نیاید زر ماهیش در نظر.
ملاطغرا( ایضاً ).

فرهنگ فارسی

کنایه از فلس ماهی

کلمات مرتبط

  • زرماه
  • زرمانی
  • زرمایه
  • امیل زرمانی
  • زهرماهی
  • زهرماهی واران
  • زر
  • زَر
  • زُرْ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات