Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زر رشته

تلفظ بین المللی : /zˈar rˈeʃteː/ تلفظ :‌ [z'aR R'eSte:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زر رشته گر
  • زررشته
  • زررشته گر
  • بزرگترین زیررشته مشترک
  • طولانی ترین زیررشته صعودی
  • زر
  • زَر
  • زُرْ
  • زِرِ
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زررشته. [ زَ رِ ت َ / ت ِ ] ( اِ مرکب ) گلابتون و تار زر. ( ناظم الاطباء ). رشته زر. رشته ای که به زر یا به رنگ زر ساخته باشند چنانکه در زردوزی بکار برند : تنم از اشک به زر رشته خونین ماندهیچ زر رشته از این تافته تر کس دانی.خاقانی.آن چنگ ازرق سار بین زر رشته در منقار بین در قید گیسووار بین پایش گرفتار آمده.خاقانی.رجوع به زر، زردوز، زردوزی و لسان العجم شعوری ج 2 ص 40 شود....

فرهنگ فارسی

گلابتون و تار زر رشته زر

کلمات مرتبط

  • زر رشته گر
  • زررشته
  • زررشته گر
  • بزرگترین زیررشته مشترک
  • طولانی ترین زیررشته صعودی
  • زر
  • زَر
  • زُرْ
  • زِرِ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات