Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زبون امدن

تلفظ بین المللی : /zˈabun ˈaːmdan/ تلفظ :‌ [z'abun 'a:mdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زبون آمدن
  • بند امدن زبان بر اثر ترس
  • زبان کسی بسته شدن یا بند امدن
  • زبون
  • زبون افکن
  • زبون بافته
  • زبون تر
  • زبون داشتن
  • زبون شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( زبون آمدن ) زبون آمدن. [ زَ م َ دَ ] ( مص مرکب ) عاجز آمدن. ناتوان بودن. زبونی. عجز. ضعف :
بد و نیک از ستاره چون آید
که خود از نیک و بد زبون آید.
نظامی.

فرهنگ فارسی

( زبون آمدن ) عاجز آمدن ناتوان آمدن زبونی عجز ضعف

کلمات مرتبط

  • زبون آمدن
  • بند امدن زبان بر اثر ترس
  • زبان کسی بسته شدن یا بند امدن
  • زبون
  • زبون افکن
  • زبون بافته
  • زبون تر
  • زبون داشتن
  • زبون شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات