زبون . [ زَ ] (اِخ ) عشیره ای از محمودیان ، از حجاز یا یکی از قبائل بادیه ٔ شرقی اردن . سبایله از شاخهای این عشیره اند. (از معجم قبائل العرب تألیف عمر رضا کحاله ).
زبان
زبان
زبان
زبان
مغلوب
حقیر، خفیف، خوار، ذلیل
ضعیف، ضعیفالنفس، نژند
پست، جلب، سقط، فرومایه، ناکس
بیچاره، درمانده، عاجز، ناتوان
۱. بیچاره، درمانده، عاجز، ناتوان
۲. حقیر، خفیف، خوار، ذلیل
۳. پست، جلب، سقط، فرومایه، ناکس
۴. مغلوب
۵. ضعیف، ضعیفالنفس، نژند