Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زبل

تلفظ بین المللی : /zˈebel/ تلفظ :‌ [z'ebel]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • زبل الاطفال
  • زبل الانسان
  • زبل البازی
  • زبل البرذون
  • زبل البط
  • زبل البقر
  • زبل التمساح
  • زبل الجراد
  • زبل الحباری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

زبل . [ زَ ] (ع اِ) حقیبه . (تاج العروس ).

زبل . [ زُ ب ُ ] (ع اِ) ج ِ زبیل «سرگین »، جمع دیگر زبیل زُبلان است . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (متن اللغة) (المعجم الوسیط). || ج ِ زبیل به معنی زنبیل . (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). ج ِ زبیل بمعنی کدوی خشک میان تهی که زنان در وی پنبه نهند. (منتهی الارب ). زبیل و زنبیل ج ، زبل و زنابیل . (مقدمة الادب زمخشری چ...

فرهنگ عمید

فضلۀ چهارپایان، سرگین.

فرهنگ معین

(زِ بِ ) (ص . ) هوشیار، زرنگ .

فرهنگ فارسی

حقیبه

مترادف و متضاد

چموش، زبردست، زرار، زرنگ، زیرک، شیطان ≠ چلمن، دست‌وپاچلفتی


کلمات مرتبط

  • زبل الاطفال
  • زبل الانسان
  • زبل البازی
  • زبل البرذون
  • زبل البط
  • زبل البقر
  • زبل التمساح
  • زبل الجراد
  • زبل الحباری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات