زبانیه. [ زَ ی َ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ زبنیة و زبنی ، کسانی که مردم را میرانند. ( از لسان العرب ). ج ِ زبنیة. ( ناظم الاطباء ). ج ِ زبانیة و زبان و زابن و زبنی است. ( فرهنگ نظام ). ج ِ زبنیة. ( ترجمان علامه جرجانی ص 54 ). || مردم سخت. ( آنندراج ). مردان سخت. ( قطر المحیط ) ( تاج العروس ). مردم سخت و درشت. ( آنندراج ). مردمان سخت و درشت.( فرهنگ نظام ). ج ِ زِبنیَة، دیو سرکش. واحد آن زبانی یا زابِن است...
فرهنگ عمید
مالک دوزخ، دوزخبان.
فرهنگ معین
(زَ یَ یا یِ ) [ ع . زبانیة ] (اِ. ) جِ زبنیه . ۱ - سرکشان . ۲ - مردم سخت و درشت . ۳ - سرهنگان . ۴ - بعضی از ملائکه را بدین نام خوانده اند به سبب آن که دوزخیان را به دوزخ رانند.
دانشنامه آزاد فارسی
زَبانِیهدر قرآن، دوزخبانان یا عملۀ عذاب دوزخ. این نام در قرآن یک بار آمده است (علق، ۱۸). گویند از آن جهت زبانیه نام یافته اند که دوزخیان را در آتش می افکنند (برخی محققان اصل این کلمه را «زبانۀ» فارسی می دانند.) زبانیه در زبان عربی جدید، به معنی پلیس است. نیز ← جهنمwikijoo: زبانیه...
فرهنگ فارسی
۱ - سرکشان متمردان . ۲ - مردم سخت و درشت . ۳ - سرهنگان سلطانان . ۴ - ( اسم ) بعضی از ملائکه را بدین نام خوانده اند بسبب آنکه دوزخیان را به دوزخ رانند : فرشتگان شکنجه نگاهبانان دوزخ . کسانی که مردم را میرانند مردم سخت و درشت سرهنگان سلطان دوزخیان