زبانه . [ زَ ن َ / ن ِ ] (اِ) رشتها را می گویند که در شاهین ترازو بسته باشد و طرف زبانه آنجا که رشتها با هم آمده باشد برکنار شاهین . (ترجمه ٔ صور الکواکب نسخه ٔ متعلق به کتابخانه ٔ مجلس در ذیل بیان کواکب میزان ).
۱. بیرونآمدگی زبان مانند هرچیزی: زبانهٴ ترازو (میلۀ میان شاهین ترازو)، زبانهٴ قفل، زبانهٴ ساعت.
۲. پره.
۳. شعله: زبانهٴ آتش (شعلۀ آتش)، زبانهٴ شمع (شعلۀ شمع).
〈 زبانه زدن: (مصدر لازم) شعله کشیدن آتش.
〈 زبانه کشیدن: (مصدر لازم) = 〈 زبانه زدن
پره، ناره، میله
سعیر، شعله، لهب، لهیب
۱. سعیر، شعله، لهب، لهیب
۲. پره، ناره، میله