Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زبان گویا

تلفظ بین المللی : /zabˈɑn ɡˈujɑ/ تلفظ :‌ [zab'An g'ujA]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زبان های توپیایی گوارانی
  • زبان گوارانی
  • تیم ملی والیبال زنان گواتمالا
  • زبان
  • زبان آماس
  • زبان آمیخته
  • زبان آمیختۀ مادری
  • زبان اتشین
  • زبان اذری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زبان گویا. [ زَ ] (ص مرکب ) بلیغ و سخن ران و متکلم . (ناظم الاطباء).

زبان گویا. [ زَ ن ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) زبان سخن گو. زبان گشاده . مقابل زبان کند. زبان الکن . زبان گنگ .

زبان گویا. [ زَ ] ( ص مرکب ) بلیغ و سخن ران و متکلم. ( ناظم الاطباء ).زبان گویا. [ زَ ن ِ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) زبان سخن گو. زبان گ...

فرهنگ فارسی

زبان سخن گو مقابل زبان کند

کلمات مرتبط

  • زبان های توپیایی گوارانی
  • زبان گوارانی
  • تیم ملی والیبال زنان گواتمالا
  • زبان
  • زبان آماس
  • زبان آمیخته
  • زبان آمیختۀ مادری
  • زبان اتشین
  • زبان اذری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات