Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زبان بریدن

تلفظ بین المللی : /zabˈɑn borˈidan/ تلفظ :‌ [zab'An boR'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زبان بریده
  • بریده زبان
  • زبان برزدن
  • پراکندگی جغرافیایی سنت بریدن الت تناسلی زنان
  • نام گذاری بریدن الت تناسلی زنان از دیدگاه مردم شناسان
  • زبانه برزدن
  • زیان بردن
  • زبان
  • زبان آماس
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زبان بریدن. [ زَ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از عطا و بخشش است. منقول است که سائلی در ملازمت حضرت سرور کائنات سؤال کرد، فرمودند به یکی از اصحاب برو زبانش را ببر. خواست زبانش ببرد. در این اثناء امیر مردان علی بن ابیطالب ( ع ) رسیدند و از حقیقت حال استفسار فرمودند آن صحابه گفت که حکم است زبانش ببرند، فرمود به اوچیزی بدهند، چون حقیقت واقعه از سرور عالم تحقیق گردید آنچنان بود که مظهرالعجائب فرموده بود...

فرهنگ فارسی

کنایه از عطا و بخشش است کنایه از خاموش کردن مدعیست بحجت و دلایل

کلمات مرتبط

  • زبان بریده
  • بریده زبان
  • زبان برزدن
  • پراکندگی جغرافیایی سنت بریدن الت تناسلی زنان
  • نام گذاری بریدن الت تناسلی زنان از دیدگاه مردم شناسان
  • زبانه برزدن
  • زیان بردن
  • زبان
  • زبان آماس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات