کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : زبان افگندن
تلفظ بین المللی :
/zabˈɑn ˈaːfɡandˌan/
تلفظ :
[zab'An 'a:fgand,an]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
زبان افکندن
بر زبان افکندن
سر زبان ها افتادن
بر زبان افتادن
زیان افتادن
در یک زمان اتفاق افتادن
زبان
زبان آماس
زبان آمیخته
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
زبان افگندن. [ زَ اَ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) شعله افکندن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
شعله افکندن
کلمات مرتبط
زبان افکندن
بر زبان افکندن
سر زبان ها افتادن
بر زبان افتادن
زیان افتادن
در یک زمان اتفاق افتادن
زبان
زبان آماس
زبان آمیخته
نظرات