Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ زبابه

تلفظ بین المللی : /zabˈɑbeː/ تلفظ :‌ [zab'Abe:]
لغت نامه دهخدا
  • زبابه ٔ قزم
  • زبابه ٔ مقدسه
  • زباب
  • زباله
  • زباله دان
  • زباله سوز
  • زباله سوز با تزریق مایع
  • زباله سوز حرارتی
  • زباله سوز چرخان
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

( زبابة ) زبابة. [ زَ ب َ ] ( ع اِ ) ج ، زباب. موش کور یا موش سرخ موی یا موش بی موی یا نوعی از موش صحرائی. در سرقت بدو مثل زنند و گویند: اسرق من زبابة. زیرا که این حیوان هر چه بیابد میدزدد خواه بدان حاجت داشته باشد یا نداشته باشد. رجوع به حیوة الحیوان ، تاج العروس ، اقرب الموارد، فرائد اللئال ج 1 ص 293، معجم البلدان ، صحاح و زباب در لغت نامه شود. در معجم البلدان آمده : زبابه از حیوانات حشره خواراس...

کلمات مرتبط

  • زبابه ٔ قزم
  • زبابه ٔ مقدسه
  • زباب
  • زباله
  • زباله دان
  • زباله سوز
  • زباله سوز با تزریق مایع
  • زباله سوز حرارتی
  • زباله سوز چرخان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات