Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ زایل گشتن

تلفظ بین المللی : /zˈɑjel ɡˈaʃtan/ تلفظ :‌ [z'Ajel g'aStan]
لغت نامه دهخدا
  • زایل
  • زایل شدن
  • زایل وتد
  • زایل کردن
  • زایل گردانیدن
  • زایل الوتد
  • زایل غیرساقط
  • زایل نمودن
  • زایل وتد باد
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

زایل گشتن. [ ی ِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) محو شدن. قطع گردیدن. زدوده شدن : و چندانکه شایانی قبول حیات از این جثه زایل گشت ، برفور متلاشی گردد. ( کلیله و دمنه ).از آب دیده صد ره ، طوفان نوح دیدم و ز لوح سینه نقشت ، هرگز نگشت زایل.حافظ. || بسرآمدن. پایان یافتن : بدان نامه بیارامید و همه نفرتها زایل گشت و قرار گرفت. ( تاریخ بیهقی ).دور به آخر رسید و عمر بپایان شوق تو ساکن نگشت و مهر تو زایل.سعدی.|| شدن....

کلمات مرتبط

  • زایل
  • زایل شدن
  • زایل وتد
  • زایل کردن
  • زایل گردانیدن
  • زایل الوتد
  • زایل غیرساقط
  • زایل نمودن
  • زایل وتد باد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات