Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زایل کردن

تلفظ بین المللی : /zˈɑjel kˈardan/ تلفظ :‌ [z'Ajel k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زایل
  • زایل شدن
  • زایل وتد
  • زایل گردانیدن
  • زایل الوتد
  • زایل غیرساقط
  • زایل نمودن
  • زایل وتد باد
  • زایل وتدآب
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زایل کردن. [ ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نسخ. برگردانیدن چیزی را. ( منتهی الارب ). || جبران نقص. ازاله خلل و عیب : من خواستم که بدرگاه عالی آیم به بلخ اما این خبر بخوارزم رسد، دشوار خلل زاید که زایل نتوان کرد. ( تاریخ بیهقی ص 359 ). || زدودن. ستردن. محو کردن. دور ساختن. جدا گردانیدن : اگر تعرض خویش از ما زایل کنی ، هر روز موظف ،یکی شکار... عظیم به ملک فرستیم. ( کلیله و دمنه ).به کمتر سعی نقش از سنگ ز...

فرهنگ فارسی

نسخ برگردانیدن چیزی را جبران نقص محو کردن

کلمات مرتبط

  • زایل
  • زایل شدن
  • زایل وتد
  • زایل گردانیدن
  • زایل الوتد
  • زایل غیرساقط
  • زایل نمودن
  • زایل وتد باد
  • زایل وتدآب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات