Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ریش بچه

تلفظ بین المللی : /rˈiʃ batʃtʃˈeː/ تلفظ :‌ [R'iS batStS'e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بچه بی ریش
  • قصه های کوتاه برای بچه های ریش دار
  • روش اموزش و پرورش بچه
  • ریشچه
  • ریش
  • ریش اور
  • ریش اوردن
  • ریش اوردگی
  • ریش بابا
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ریش بچه. [ ب َ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) موی زیرلب. عنفقة. ( دهار ). چند موی زیر لب که یکجا انبوه باشند و آن را به عربی عنفقة خوانند. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). موی پاره ای میان لب زیرین و زنخ. ( یادداشت مؤلف ). || ریش کوچک. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

موی زیر لب . یا ریش کوچک

کلمات مرتبط

  • بچه بی ریش
  • قصه های کوتاه برای بچه های ریش دار
  • روش اموزش و پرورش بچه
  • ریشچه
  • ریش
  • ریش اور
  • ریش اوردن
  • ریش اوردگی
  • ریش بابا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات