معانی کلمه : ریش بابا
لغت نامه دهخدا
ریش بابا. ( اِ مرکب ) قسمی از انگور. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از غیاث اللغات ). قسمی انگور دارای دانه های درشت و دراز. ( فرهنگ فارسی معین ) :
گرچه انگور است در بازارها اما چه سود
در کف اطفال ما جز ریش بابا هیچ نیست.
گرچه انگور است در بازارها اما چه سود
در کف اطفال ما جز ریش بابا هیچ نیست.
فرهنگ عمید
نوعی انگور با دانه های دراز و درشت.
فرهنگ معین
(اِمر. ) نوعی انگور با دانه های درشت و دراز.
فرهنگ فارسی
( اسم ) قسمی انگور دارای دانه های درشت و دراز .
