Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ری کردن

تلفظ بین المللی : /rˈej kˈardan/ تلفظ :‌ [R'ej k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا
  • ری کردن واپشت
  • وا ری کردن
  • ام اس ریوردنس
  • ریردن واشینگتن
  • ریک ریوردن
  • ری
  • ری اباد
  • ری اردشیر
  • ری بلک
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

ری کردن. [ رَ / رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عوام ، بجای ریع کردن یعنی گوالیدن و افزون شدن بکار رود: این آرد هر منی نیم من ری می کند. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به ریع و ریع کردن شود.

فرهنگ فارسی

در تداول عوام بجای ریع کردن یعنی گوالیدن و افزون شدن بکار رود .

واژه نامه بختیاریکا

( ری کِردِن ) روی کردن؛ متمایل شدن؛ به سمت خاصی رفتن؛ رویه خاصی را در پیش گرفتن
( ری کِردِن ) نگاه کردن

کلمات مرتبط

  • ری کردن واپشت
  • وا ری کردن
  • ام اس ریوردنس
  • ریردن واشینگتن
  • ریک ریوردن
  • ری
  • ری اباد
  • ری اردشیر
  • ری بلک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات