رگ . [ رَ گ َ ] (اِخ ) یکی از شانزده کشور اوستائی است . (ایران باستان ). همان ری مشهور است . رجوع به ری شود.
عروق بدن
دام گذاری
۱تکیه دادن موقتی و عاریه ای اشیا به یکدیگر ۲قیم موقت و نامطمئن ...
تکیه ای: rag
طاری: rag
طامه ای: rag
طرقی: reg
کشه ای: reg
نطنزی: reg
عرق، عصب
حمیت، غیرت
آوند، پی، حبل، عصب، وتر، ورید، وعا
۱. آوند، پی، حبل، عصب، وتر، ورید، وعا
۲. عرق، عصب
۳. حمیت، غیرت