کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : رویانده
تلفظ بین المللی :
/rujˈɑnadˌeː/
تلفظ :
[Ruj'Anad,e:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
رویاندن
رویاننده
رویانیده
روینده
بسرعت رویاندن
برون روینده
درخت کوچک روینده در زیر درخت
زیر گوشت روینده
سبزه رویاندن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
رویانده. [دَ / دِ ] ( ن مف ) رویانیده. رجوع به رویانیده شود.
فرهنگ عمید
رویانیده، رشدداده شده، نموداده شده.
فرهنگ فارسی
( اسم ) نمو داده شده رشد داده .
کلمات مرتبط
رویاندن
رویاننده
رویانیده
روینده
بسرعت رویاندن
برون روینده
درخت کوچک روینده در زیر درخت
زیر گوشت روینده
سبزه رویاندن
نظرات