معانی کلمه : رواحه
لغت نامه دهخدا
رواحة.[ رَ ح َ ] (اِخ ) عبداﷲبن ... صحابی است . (از منتهی الارب ) (از تاج العروس ). رجوع به عبداﷲبن رواحة شود.
فرهنگ فارسی
عبدالله بن ... صحابی است

رواحة.[ رَ ح َ ] (اِخ ) عبداﷲبن ... صحابی است . (از منتهی الارب ) (از تاج العروس ). رجوع به عبداﷲبن رواحة شود.