Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : راحه

تلفظ بین المللی : /rˈɑheː/ تلفظ :‌ [R'Ahe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • راحه الاسد
  • راحه الحلقوم
  • راحه الصدور
  • راحه الکلب
  • راحه فروع
  • راحه الصدور و ایه السرور
  • راحه الارواح
  • راحه الروح
  • راحه الصدور و ایه السرور در تاریخ ال سلجوق
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

راحة. [ ح َ ] (اِخ ) قریه ای است در ابتدای سرزمین یمن . (معجم البلدان ج 4).

راحة. [ح َ ] (ع اِمص ) آسایش . راحت . رجوع به راحت شود. || (اِ) پنجه . (آنندراج ) (منتهی الارب ). کف دست . (غیاث اللغات ) : آخر لغت این قدر ندانی کالراحة اندرون پنجه . سعدی (کلیات ، هزلیات چ اقبال ص 1017)|| زمین هموار پست نیک رویاننده گیاه ...

فرهنگ فارسی

قریه ایست در ابتدای سرزمین یمن

کلمات مرتبط

  • راحه الاسد
  • راحه الحلقوم
  • راحه الصدور
  • راحه الکلب
  • راحه فروع
  • راحه الصدور و ایه السرور
  • راحه الارواح
  • راحه الروح
  • راحه الصدور و ایه السرور در تاریخ ال سلجوق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات