معانی کلمه : راحه الکلب
لغت نامه دهخدا
( راحةالکلب ) راحةالکلب. [ ح َ تُل ْ ک َ ] ( ع اِ مرکب ) کف الکلب. بداسقان. ( تحفه حکیم مؤمن ). رجوع به بداسقان و کف الکلب شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) بدسغان را گویند که مراد نیلوفر صحرایی است
کف الکلب . بد اسقان .
کف الکلب . بد اسقان .
